close
تبلیغات در اینترنت

رزتمپ

زندگی نامه بزرگان بلوچستان

زندگی نامه بزرگان بلوچستان
پایگاه تفریحی. فرهنگی ادبی اطلاع رسانی بهترین مطالب عکس
تبليغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات سايت
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟
آمار مطالب
کل مطالب : 569
کل نظرات : 1441

بازديد امروز : 119 نفر
بارديد ديروز : 2,310 نفر
بازديد هفته : 3,907 نفر
بازديد ماه : 5,251 نفر
بازديد سال : 21,598 نفر
بازديد کلي : 395,717 نفر

افراد آنلاين : 1
عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
مطالب پربازديد
کارت پستال بازديد : 1965
زن عنکبوتی بلوچ بازديد : 1291
قلعه سرباز بازديد : 1209
عاشقانه غمگین بازديد : 923
عکس انواع خرما بازديد : 895
درختچه کهور بازديد : 893
نظرسنجي
میزان رضایت شما از موضوع وب سایت چیست



کدهاي اختصاصي
پشتيباني
theme by
roztemp.ir
RSS

Powered By
Rozblog.Com
تبليغات
رزتمپ
زندگی نامه مهندس عبدالسلام بزرگزاده

زندگی نامه مهندس عبدالسلام بزرگزاده
عبدالسلام بزرگزاده درشهریورماه 1344در یک خانواده مذهبی در روستای زنگیان شهرستان سراوان متولد ودوران تحصیلی ابتدایی را در مدرسه بزرگمهر زنگیان ودوره راهنمایی رادر مدرسه راهنمایی منوچهر محمدی گذراند وپس از ان وارد دبیرستان امام خمینی سراوان شد ودرسال 1362موفق به اخذ دیپلم ریاضی گردیدودر همان سال در اولین کنکور سراسری پس از انقلاب فرهنگی در رشته کاردانی تخصصی برق الکترونیک قبول وبورسیه صداوسیما جمهوری اسلامی ایران شد و پس از گذراندن دوره کاردانی و یک سال دوره تخصصی فرستنده ها از سال 1367در فرستنده رادیویی صداوسیما ی زابل به عنوان کمک مهندس و مسول فنی واز سال1369الی1373به عنوان مسول صداوسیما چابهار مشغول به خدمت واز سال 1373جهت ادامه تحصیل وادامه خدمت به تهران عزیمت نمود و مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد را در رشته مهندسی مخابرات گذراند و پس از ان در صداوسیمای تهران حوزه معاونت فنی اداره کل فرستنده های رادیویی مشغول فعالیت شد. از سال 1379 به سازمان صنایع دستی کشور مامور به خدمت وبه عنوان مدیر کل صنایع دستی سیستان وبلوچستان منصوب گردید وتا سال 1385 در این سمت مشغول فعالیت بود .از سال 1386مجدد برای ادامه خدمت به صداوسیمای تهران برگشت ودر مهرماه سال 1389از صداوسیما بازنشسته شد وبه فعالیت های پژوهشی وفرهنگی هنری خود ادامه داد .علاوه بر خدمت رسمی به عنوان مهندس فنی در صداوسیما بصورت جانبی با توجه به علاقه شخصی مشغول فعالیت های فرهنگی وهنری و ادبی وهمچنین همکاری در تهیه برنامه های رادیویی و تلویزیونی و تهیه کننده برخی برنامه ها و نیز فعالیت های پژوهشی در حوزه فرهنگ عامه و شعر و موسیقی بلوچستان بوده و بسیاری از اثار وی در مرکز تحقیقات صداوسیما و نیز مجلات فرهنگ و مردم وروزنامه های ملی ومحلی منتشر و اثار رادیویی و تلویزیون وی از شبکه های سراسری و محلی پخش گردیده است . از سال 1367 از محضر اساتید برجسته فرهنگی و ادبی استان از جمله استاد محمداشرف سربازی وسایر شعرای نامی بلوچستان بهره مند و با تشویق این اساتید به زبان فارسی و بلوچی فعالیت ادبی خود را شروع کرد در سال 1382 به عضویت شورای شعر و موسیقی استان سیستان و بلوچستان در امد ودر سال 1388به عنوان کارشناس محلی عضوی شورای شعر وموسیقی صداوسیمای کشور شد وبه فعالیت ادبی و هنری خود ادامه داد به عنوان شاعر ،اهنگ ساز و تهیه کننده در بسیاری از اثار ماندگار موسیقی محلی و موسیقی تصویری که از شبکه های سراسری پخش گردیده فعالیت وهمکاری داشته است ./ نیکشهر - چابهار - کنارک - ایرانشهر - دلگان - خاش - سراوان - زابلی - سوران -زاهدان - زابل -سیستان و بلوچستان -زهک - هیرمند-
منبع : http://balochobalochestan.blogfa.com
درباره : زندگی نامه بزرگان بلوچستان ,
امتياز : نتيجه : 5 امتياز توسط 7 نفر مجموع امتياز : 11

برچسب ها : زندگی " , "نامه " , "مهندس " , "عبدالسلام" , " بزرگزاده ,
بازديد : 288
[ جمعه 18 مهر 1393 ] [ 20:39 ] [ عبدالستار ملک ریسیی ]

                                       مدرسه عربیه اسلامی چابهار

در سال 1349 هجری شمسی  پایه واساس یک حوزه علمیه  به منظور زدودن فقر فرهنگی ناحیه توسط حضرت مولانا ملازئی بنیان نهاده شد و عملیات ساختمانی آن در همین سال آغاز گردید . ساختمان مدرسه در سال 1351 هجری شمسی پایان یافت و با پذیرش 40 طلبه از شهر چابهار و5 طلبه  شبانه روزی از سایر نقاط شهرستان  چابهار و یک نفر مدرس تحت مدیریت مولانا عبدالرحمن آغاز به درس کرد . با فعالیتهای مداوم مدیریت مدرسه به ویزه با ارشاد و راهنماییهای او در خطبه های نماز جمعه بینش اسلامی وسیعی در میان مردم پیدا شد و در نتیجه شمار بیشتری جذب مدرسه شدند. بدین ترتیب مدرسه سیر تکاملی خود را پیمود و تمام ناحیه را تحت پوشش قرار داد. مدرسه بتدریج شکل مرکز بزرگ علمی به خود گرفت و دارای تشکیلات و فعالیتهای زیر گردید:    

                             

منبع .پسران مکران


ادامه مطلب
درباره : زندگی نامه بزرگان بلوچستان ,
امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0

بازديد : 445
[ جمعه 15 ارديبهشت 1391 ] [ 15:29 ] [ عبدالستار ملک ریسیی ]

سامی یوسف (sami yusuf) متولد ماه جولای ۱۹۸۰ بوده و اصالتا اهل جموری آذربایجان است. اما او به همراه خانواده اش به انگلستان رفت و در آنجا نوجوانی

SAMI YUSUF

 و جوانی اش را سپری کرد. و ساکن لندن شد . او که از همان ابتدا به موسیقی علاقه داشت در ۱۸ سالگی به مدرسه موسیقی لندن Royal Academi of Music رفت و در آنجا با تحصیلات آکادمیک موسیقی آشنا شد. او تا کنون ۲ آلبوم روانه بازار کرده به نامهای : ( المعلم ) و ( مای امة ) و اولین کنسرت موسیقی اش را در مصر برپاکرد که بعد از استقبال وسیع از آن برنامه به کشورهای زیادی از جمله آلمان ترکیه هند و... برای اجرای برنامه دعوت شده ...

            دنباله مطلب را ادامه مطلب را کلیک کنید

 


ادامه مطلب
درباره : زندگی نامه بزرگان بلوچستان ,
امتياز : نتيجه : 3 امتياز توسط 6 نفر مجموع امتياز : 26

برچسب ها : زندگی نامه سامی یوسف ,
بازديد : 480
[ سه شنبه 27 دي 1390 ] [ 1:11 ] [ عبدالستار ملک ریسیی ]

شاعر گمنام سعدی دوران مولانا عبدالله روانبد

کدی بیت در کپیت دنزان سواری     دلیری، پرمرائی، سرمچاری

در سال ۱۳۴۵ ه‍.ق هیجدهم شعبان المعظّم، روز دوشنبه، گریه ی طفلی در فضای دهکده ی باهو کلات طنین انداز شد و کلبه پدر و مادر را به نور جمال خویش، منور ساخت. این نور تنها به یک کلبه یا روستا اکتفا نکرد بلکه تمام بلوچستان و حتی بعضی کشورهای دیگر را نیز تحت الشعاع قرار داد. این نوزاد حضرت مولانا محمد عبدالله روانبد فرزند «مولانا محمد یحیی» پیشوای مذهبی باهو کلات بودند.

یکسال پس از تولد مولانا والد گرامی ایشان از باهوکلات به راسک و از آنجا به پیشین نقل مکان کردند. مولوی عبدالله در همان اوان کودکی آثار ذکاوت و هوش از سیمایش آشکار بود. در پنج سالگی شروع به خواندن کرد. ایشان بیشتر کتابهای درسی را از محضر والد بزرگوار فراگرفتند. سپس در سال ۱۳۷۱ ه‍.ق برای پایان تحصیلات و اخذ مدرک به کراچی پاکستان رفتند و در مدرسه ی مظهر العلوم مدرک تحصیلی را دریافت کرد.

مولانا پس از بازگشت از کراچی در «دشت سنت سر» به عنوان پیشوای مذهبی آن محل، سکونت اختیار کرد؛ اما چند ماه بعد هنگامی که والد گرامی ایشان در مکه وفات یافتند، ایشان ناگزیر به پیشین باز گشتند و امامت و پیشوایی آن منطقه را به عهده گرفتند. دراین سالها مولانا کمرهمت بستند و به تبلیغ و ارشاد مردم مشغول شدند. قضاوتش آنچنان عادلانه بود که نه تنها مردم پیشین، بلکه از راههای دور و دراز به محضر شرع و قضاوت ایشان حاضر می شدند. در سال ۱۳۸۸ ه‍.ق مدرسه ی دینی تعلیم القرآن را در پیشین تأسیس کردند. ایشان در سال ۱۳۹۵ به زیارت خانه ی خدا مشرف شدند و در بازگشت قصیده ی معروف «سفر نامه ی حرمین شریفین» را سرودند. مولانا در آخر قصیده اینگونه از خدا دعا خواسته اند :

«یارب مکن تو ای سفرا آخری سفر

قسمت بکن زیارتءِ حرمین باربار»

این دعای مولانا به هدف اجابت نشست. چون ایشان ده بار به زیارت خانه ی خدا نایل آمدند. سال ۱۴۰۸ ه‍.ق مطابق با ۱۳۶۷ ه‍.ش، سال مفارقت و اندوهناکترین سال برای ما و تمام قوم بلوچ بود. حضرت مولانا پس از ادای مناسک حج به اتفاق «حاجی شاهی» و «حاجی صاحبداد» ‌روانه ی العین شدند اما در بین راه آن خورشید علم و معرفت، آن جامع معقول و منقول، آن شاعر بی بدلیل بلوچستان براثر واژگون شدن اتومبیل، برای همیشه چشم از جهان فروبست. مولانا تنها شاعری هستند که تمام اشعارشان شاهکارادبیات بلوچی هستند. او در تمام زمینه های شعری استاد بلامنازع است. درحماسه آنچنان بخوبی صحنه آرایی می نماید که خواننده را با خود به تماشای آن صحنه ها می برد.

اشعار عاشقانه ی ایشان نیز شاهکارهای ادبی بلوچستان محسوب می شوند. شعرهای «قلم»، «گل و زیور» و «شعر خواب و خیال» که اشعار عاشقانه، مولانا هستند، مرواریدهایی از دریای عقل و معرفتند که به دست شاعری توانا سفته شده اند.

شعر قومی «مکران» بالاتر از آن است که در تعریف و توصیف ما بگنجد، چرا که این شعر زیبا در بردارنده ی تمام آداب و رسوم، طریقه ی زندگی بلوچها و هزاران نکته ی ظریف دیگر است. همچنین نام صدها گل و گیاه و درخت وحیوان در آن به زیبایی گنجانده شده است؛ از همه زیباتر صحنه آرایی ها، کاربرد صدها آرایه ی معنوی و لفظی، آنرا از شاهکارهای دیوان بلوچستان قرار داده است.

اشعار مذهبی آن بزرگواری زیاد است. هدف ایشان از سرودن این اشعار، آشنایی مردم با مسایل دینی و احوال معاد بود. چون نظم بهتر از نثر در ذهن مردم جای می گیرد، ایشان مسایل دینی، احوال معاد وحوادث تاریخی را به نظم در آورده اند.

مولانا در اشعار تاریخی و حماسی صدراسلام، دو هدف را دنبال می کنند؛ یکی اینکه یا دو خاطره ی مجاهدان و بزرگان صدر اسلام زنده بماند؛ دوم اینکه بلوچها از آن دلیریها و جانفشانیهای نخستین مجاهدان، باخبر شوند و درس بیاموزند.

مولانا دراین کار، موفقیت چشمگیر، بدست آورده اند؛ زیرا هم اکنون همه کمابیش داستان آن بزرگان را از نوای گرم «کمالخان»، «ملاغلام قادر»، «شهداد» و «ملادرمحمد» شنیده اند و حتی بسیاری از مردم آن شعر ها را از برکرده اند. نوای گرم «ملادرمحمد» که شعر «جنگ بدر» را می خواند تا مدتها از رادیو زاهدان پخش می شد.

قصد مولانا از اشعار قومی، حماسی و وطنی، آشنایی بلوچها با فرهنگ، آداب و رسوم گذشتگان و زنده نگهداشتن حس وطن دوستی است. همچنین شکوفایی ادبیات بلوچستان را می توان در واژه های زیبا، ضرب المثلها، نکته‌های ظریف، تلمیحات و اشاره به داستانهای تاریخی جستجو کرد.

حس وطن دوستی در جای جای اشعار مولانا دیده می شود. «شعر مکّران» سرتاسر عشق به وطن است. مولانا آنرا از مازندران بهتر وزیباتر می بیند. آنرا «رشک یمن» و «داغ ختن» ‌می بیند. سنگ وشن آنرا «درعدن» می بیند. «درخت گز و کنار» را «سرو و سمن» می بیند. «زیرک» را «شاخ نسترن» می‌بیند. در مقدمه ی شعر داد شاه نیز حسن وطن دوستی مشاهده می شود.

«جی مکران مامء یلان

بباتَی مدام عیش و گلان

هنچو که صد برگین گلان

پروا مباتی بلبلان»

عشق به وطن طبق گفته پیامبر اسلام ( ص ) جزوی از ایمان است.

حضرت مولانا در شعرشان به این حدیث اشاره کرده اند :

«محمّد عربی شهریار ملک وجود    چه گفت؟ گفت که حب الوطن ز ایمان است»

مولانا در پند و اندرز، سعدی روزگار است. ایشان در وسط یا آخر بیشتر اشعارشان زبان به پند و اندرز می گشایند.

ایشان برای زنده نگهداشتن زبان و فرهنگ بلوچی، به برپایی جلسات مشاعره و تربیت شاگردان همت گماشتند. ابتدا خود ایشان شعری قرائت می کردند. سپس به اشعار حاضرین گوش فرا می دادند و در آخر، مولانا اشعار آنها را تصحیح می کردند و به آنها نمره می دادند.

چراغ جلسات مشاعره که با دم گرم مولانا روشن شده بود، حتی پس از وفات آن بزرگوار خاموش نماند؛ زیرا جلسات مشاعره همچنان برگزارمی شد هر چند آن فروغ اولیه درآن دیده نمی شد.

درباره : زندگی نامه بزرگان بلوچستان ,
امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0

برچسب ها : شاعر گمنام سعدی دوران مولانا عبدالله روانبد ,
بازديد : 337
[ جمعه 2 دي 1390 ] [ 14:0 ] [ عبدالستار ملک ریسیی ]

زندگینامه مولانا نعمت الله توحیدی

مولانا نعمت الله میر بلوچ فرزند عبدالعزیز در سال ۱۳۳۱ هـ . ش در روستای گوهرکوه ( گوهردشت ) از توابع زاهدان دیده به جهان گشودند . ایشان دوران دبستان را در روستای رحمت آباد گوهرکوه سپری کردند و تا کلاس ششم دبستان تحصیل نمودند … مولانا در

سن ۱۶ سالگی ( ۱۳۴۷ ) برای فراگیری علوم دینی به زاهدان تشریف آورده در مسجد عزیزی به مدت یک سال خدمت اساتید بزرگی همچون مولانا عبدالعزیز (رح) زانوی تلمذ زدند و به مشوره خود مولانا عبدالعزیز عازم پاکستان شدند ایشان بعد از عزیمت به پاکستان در جامعه بدرالعلوم رحیم یارخان مشغول به فراگیری علوم دینی شدند و یک سال قبل از فراغت به کراچی تشریف برده در جامعه فاروقیه کراچی ثبت نام کردند .ولی بعد از مدت کوتاهی به مشوره اساتید دوباره به رحیم یارخان مراجعت نموده در جامعه بدرالعلوم فارغ التحصیل شدند . ایشان در تمام دوران تحصیلات در دورة های تفسیر اساتید بزرگ خصوصاً مولانا جاجروی شرکت می کردند .مولانا بعد از برگشت از پاکستان ابتدا در روستای شوره چاه قلعه بید مشغول تدریس شدند و بعد از آن در مدرسه شورشادی در خدمت مولانا دین محمد بودند و از آن به بعد تا پایان عمر خویش در حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان تشنگان علوم دینی را سیراب نمودند .تا اینکه بالاخره روز دوشنبه ۲۱ فروردین ۱۳۸۵ مطابق با ۱۱ ربیع الاول ۱۴۲۷ بر اثر سانحه تصادف در مسیر زاهدان ـ بم جام شهادت را نوش نموده به لقاء الله شتافتند . روحش شاد ، پادش گرامی و راهش پرره روان باد . از اساتید مولانا می توان : شیخ القرآن مولانا غلام الله خان (رح) ، مولانا عبدالغنی جاجروی (رح) ، شیخ المشایخ مولانا عبدالکریم بیرشریف ، مولانا منظور احمد نعمانی (رح) ، شیخ المجاهدین مولانا مفتی نظام الدین شامزی ، شیخ الحدیث مولانا سلیم الله خان ، مولانا محمّد یوسف رحیم یارخانی و … را نام برد .
__________
یادنامه مولانا نعمت الله به قلم مولوی حبیب الله مرجانی
همه باید از این جهان بروند و دست در دست پیک اجل دهند و خواسته یا ناخواسته جهان فانی و دنیای دون را ترک گویند و به سوی عالم عقبی روانه شوند . عده ای با اکراه و اجبارکشان کشان به عالم برزخ و جهان قبر برده می شوند که بعد از خود انباری از کرده های زشت و گناهان و جرم های شرم آور به جای می نهند و لعنت و بیزاری خلق را در پی دارند… ( و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء ولکن لا تشعرون )
آه ! یاران خدائی رفتند در روز جدائی رفتند
با عشق و صفایی رفتند با سوز و نوایی رفتند
دریاب مرا در غم هجران ای بار خدای پاک و منان
مردان خدا چه باصفا می میرند
جان داده و در راه خدا می میرند
از عشق خدا روی به عقبی دارند
از بهر خدا بهر رضا می میرند
کجائید ای شهیدان خدایی
بلاجویان دشت کربلایی
کجا رفتید ای یاران دیرین
سبک بالان افلاک هوایی
همه باید از این جهان بروند و دست در دست پیک اجل دهند و خواسته یا ناخواسته جهان فانی و دنیای دون را ترک گویند و به سوی عالم عقبی روانه شوند . عده ای با اکراه و اجبارکشان کشان به عالم برزخ و جهان قبر برده می شوند که بعد از خود انباری از کرده های زشت و گناهان و جرم های شرم آور به جای
می نهند و لعنت و بیزاری خلق را در پی دارند … وعده ای هستند که در انتظار برادشتن پرده حیات مجازی دنیایند و در اشتیاق پرواز به سوی مولای بی همتایند و همچون قطراتی به پهنای مهربان دریای بی کرانه می پیوندند . و نغمه خوان و مستانه به سوی او زمزمه می کنند :
ای خوش آنروز کزین منزل ویران بروم
راحت جان طلبم و زپی جانان بروم
( من احب لقاء الله احب الله لقاءه )
جزءها را روی ها سوی کل است
بلبلان را عشق با روی گل است
آنکه از دریاست دریا می رود
آنکه از بالاست ، بالامی رود
ما زدریائیم و دریا می رویم
ما زبالائیم و بالا می رویم
آه ! چه زیباست پرواز عاشقانه بلبلان خدایی به سوی گلستان عاشقان و چه فرح افزاست تجمع محبوبان و عاشقان در بزم جانانه حق .
آری ! مولانا نعمت الله رفت و چه زیبا رفت ، چه خالصانه و بی آلایش رفت . با طهارت درون و بیرون جام صبحگاهی را در حریم حضرت حق نوشید . او روزه داشت اما قبل از غروب بلکه همان اوائل صبح افطار کرد آنهم بر سفره محبوب . دست به دعا بر می دارم و می گویم ، بار الها نعمت را از ما گرفتی و چه زود گرفتی . بار الها بلبلت را از دیار ما به پرواز در آوردی و چه سریع پرواز کرد . محبوبت را به مهمانی فراخواندی و چه با عزت و کرامت فرا خواندی .
الهی ! او را چه خوب شناختی ، چه حکیمانه برگزیدی و چه نیکو انتخاب کردی آن گمنام مشهور را . به راستی که بندگانت را خوب می شناسی . شاید دیدی در این زندان دنیا دارد زجر می کشد و باید به سوی خودت فرایش خوانی . الهی ! ما گواهی می دهیم که بنده ات نعمت الله ، توحید تو را به ما رساند ، الهی ! گواهی می دهیم که بنده ات نعمت الله کلامت را بر ایمان تشریح کرد . گواهی می دهیم که در راهت عاشقانه فریاد لا اله الا الله را بلند کرد و بر آن استقامت کرد .
پس ای مولای بی همتا ! این هدیه را از حوزة دارالعلوم زاهدان بپذیر و او را در ردیف دوستانت و مجاهدان راهت و داعیان دینت و مبلغان رسالتت قرار بده و ما را بعد از او در فتنه نینداز و از پاداشش محروممان نفرما . « آمین »
مولوی نعمت الله ، مولوی عبدالحکیم ، مولوی عبدالله و حاج عزیزالله به رحمت خدا پیوستند آنان رفتند و ما ماندیم ، یقین می دانیم که در راه خدا بوده اند و آنان همان مومنانی هستند که عهد خدا را وفا کردند ( من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه ) و ما در پی آنان و در راه آنان در حرکتیم و منتظر تحقق وعدة خدایی هستیم .
( و منهم من ینتظر و مابدّلوا تبدیلا ) . ما همه عاشق شهادتیم و به مقام این عزیزان رشک می بریم . آرزو داریم که در راه خدا و در راه دعوت و جهاد و تعلیم توحید و رسالت و بر عقیده به آخرت به شرف شهادت نائل آئیم مولوی نعمت الله و مولوی عبدالحکیم و همراهانش نزد خداوند ارزش داشتند تا قبول شدند .
آنها به ما درس ایثار ، درس عشق و وفا ، درس جانفدایی در راه خدا ، درس شجاعت دادند . دین خدا را بدون هیچ ترس و واهمه ای تبلیغ کردند . به راستی که آنان مصداق واقعی ( الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لا یخشون احداً الا الله ) بودند . ما طلاب دارالعلوم زاهدان ، با آنان عهد و پیمان بسته ایم که در راه بیان حق از هیچ قدرتی و هیچ حکومتی و هیچ باطلی نهراسیم و تا لحظه ای که خون در رگهای مان جاری است از توحید الهی دفاع کنیم و شرک و بدعت را خرد کرده و در هم کوبیم و زیر پایمان دفن نمائیم .
مولوی نعمت الله رفت اما فریاد توحیدی اش و ندای قرآنی اش از مناره های مکی ، بلکه از فراز تمام بلندیهای ایران زمین گوش هر مسلمان موحد و خداپرستی را نوازش می دهد و کاخ هر ظالم و بیدادگر و بنیان هر نوع شرک و بدعت را به لرزه می اندازد . تا قرآن باقی است و تا ندای توحید در دنیا ظاهر است ، نام مولانا نعمت الله (رح) از یاد نخواهد رفت او به خاطر قرآن و توحید فدا شد و قرآن و توحید با نام زیبایش عجین شده و از هم جدا نخواهند شد .
مولانا عبدالحکیم رخت بر بست اما راهش همچنان ادامه دارد و به حول و قوة الهی نخواهیم گذاشت چراغ هائی که در مناطق محروم ، روشن کرده است خاموش شوند .
هر گاه به یادش می افتیم ، وجود خستگی ناپذیر و پیکر پر تلاشش جلوی چشمانمان مجسم می شود . همت و پشتکار ، مجاهده و تلاش ، جهاد و دعوت ، ایمان و غیرت ، درسهائی که هر طلاب و عالم دین را از خواب غفلت بیدار می کند .
مولوی عبدالله و حاج عزیزالله رفتند اما نامشان با تلاشهای دینی در جریدة تاریخ به ثبت رسید .خداوند بهترین پاداشها را از جانب امت محمدی ( علی صاحبها السلام ) به روحشان عنایت فرماید و ما را به حقیقت برساند و توفیق خیر عنایت فرماید .

با سباس فراوان عبدالستار ملك ریسیی

درباره : زندگی نامه بزرگان بلوچستان ,
امتياز : نتيجه : 5 امتياز توسط 7 نفر مجموع امتياز : 15

برچسب ها : زندگینامه مولانا نعمت الله توحیدی ,
بازديد : 649
[ دوشنبه 7 شهريور 1390 ] [ 22:0 ] [ عبدالستار ملک ریسیی ]

مختصری از زندگی نامه یعلامه محمد شهداد مسکانزهی

 علامه محمّدشهداد، دروسمقدماتی و....

فقیه عالیقدر، علامه محمد شهداد مسکانزهی تقریباً در سال 1342 هجریقمری در روستای کهن‌ملک سوران، از توابع شهرستان سراوان، بلوچستان، در خانواده‌ایمتدّین به دنیا آمد. در آن زمان عمده‌ترین راه سوادآموزی و کسب دانش، پیوستن بهمکتب خانه‌ها بود، روخوانی قرآن مجید را در زادگاه خویش از فردی به نام ملاعثماندر سنین کودکی فرا گرفت و پس از تحصیلات ابتدایی از ادامة تحصیل در علوم دینی وحوزوی منصرف شد، اما حادثه‌ای در زندگی‌اش رخ داد که نقطه عطفی در زندگی وی بهشمار می‌آید، پس از وقوع این حادثه بود که به فراگیری علم و دانش‌ روی آورد. چنان‌کهخودش می‌نویسد:

«اما پس از مدتی به موجب «والله یهدی من یشاء» ایزد متعال چراغهدایت در راه این حقیر که در طرق ضلالت حیران و سرگردان بودم فرا داشت، بدین‌گونهکه برادر کوچکترم وفات یافت و بر حسب فرمایش خداوندی «عسی ان تکرهوا شیاءً و هوخیرلکم» این امر سبب انابت به سوی خداوند متعال شد، چنان که خوف الهی در قلب واقعو در فکر معاد و اعادة سعادت قبلی از دست رفته افتادم.»

پس از این حادثه، از حسن اتفاق در سال 1357 هجری قمری مرحوم ملاعبدالرحیم که از بستگان مادری‌ ایشان بود از منطقه ناهوک به قریه کهن‌ملک وارد شدو بنابر تقاضای مردم محل به عنوان امام جماعت مسجد روستای کهن‌ملک کار خود را آغازکرد.

علامه محمّدشهداد، دروس مقدماتی و....فارسی را نزد ایشان فرا گرفتو سپس برای ادامة تحصیل، پیاده و بدون همراه و راهنما عازم منطقة «سرباز» شد و باآنکه آشنایی قبلی با راه سرباز نداشت پس از چندین شبانه‌روز پیاده‌روی به روستایدپکور بخش سرباز رسید و نزد عالم برجسته و مجاهد نستوه، علامه عبدالله ملازاده،پدر بزرگوار دانشمند شهیر و مؤسس حوزه علمیه دارالعلوم اهل‌سنت زاهدان مولاناعبدالعزیز ملازاده به فراگیری علوم اسلامی پرداخت و به مدت دو سال از محضر پر فیضاین عالم ربانی بهره‌مند شد و کتب مبادی علم فقه مانند قدوری، کنزالدقائق و منیه‌المصلیرا نزد ایشان خواند و در اوایل سال 1360 هـ . ق از سرباز به سراوان بازگشت.

عزیمت به شبه قاره هند

 سپس به منظور ادامه تحصیل در ماه‌ ذی‌قعده سال 1360 هـ . ق به شبهقاره هند که در آن زمان هنوز زیر سلطه انگلستان و از مستعمرات آن بود، عزیمت کرد.این بار نیز از دهستان سوران (بلوچستان ایران) پیاده و مشتاقانه جهت کسب علمرهسپار هند شد. آری این تشنة علم و معرفت با پشت سرگذاشتن دشت‌ها و آبادی‌ها، پساز پیمودن صدها کیلومتر راه، خود را از طریق شهر مرزی «پنجگور» به کویته رسانید ورنج و خستگی راه را با جان و دل خرید زیرا گفته‌اند:

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم 

                                 سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور

 علامه محمّد شهداد(ره) در شهر کویته به کمک عالم ربّانی قاضیعبدالصّمد(ره) که در آن زمان از طرف والی قلات به عنوان قاضی وقت در شهر سریابکویته مشغول خدمت بود به مدرسه علوم دینی «جامعه نصیریه(جامع نصیریهتوسط والی قلات مرحوم احمدیارخان تأسیس شده بود و برای تحصیل طلاب بلوچستانیاختصاص داشت و هزینه مدرسه توسط ایشان پرداخت می‌شد(علامه)) کویته راه یافت ومبادی علوم و فنون عربی از قبیل صرف‌میر، نحومیر، شرح‌مأه‌عامل و هدایت‌النحو راظرف یک‌سال در مدرسة مذکور فرا گرفت. در همین سال حضرت مولانا عبدالعزیز(ره) فارغ‌التحصیلشدند.

علامه محمّد شهداد در این مورد می‌نویسد: «در همین ایام، یعنی درسال 1360 هـ . ق جناب مولانا عبدالعزیز سربازی فرزند حضرت استاد مولانا عبدالله ‌رحمه‌اللهاز دهلی هند فارغ‌التحصیل شده‌ و با عده‌ای از علمای فارغ‌التحصیل به منطقه دهادرو مدرسه‌ای که بنده در آن مشغول تحصیل بودم، آمدند و پس از چند روز اقامت‌ عازمبلاد خودشان شدند. بدین صورت سال شروع به تحصیل بنده همان سال فارغ‌التحصیلیمولانا عبدالعزیز می‌باشد.»

در سال 1361 هـ .ق والی قلات به مدیر مدرسه جامعة نصیریه، مولانامحمدشریف کشمیری، اعلام نمود که هیأتی متشکل از 30 نفر از طلابی که در سطح بالاتریهستند را‌ انتخاب و با مخارج والی قلات به دارالعلوم دیوبند اعزام کنند. بنابرایندستور 30 نفر از طلاب زبدة مدرسه تحت سرپرستی دو استاد برجسته  از ایستگاهراه آهن سیبی به وسیله قطار به دارالعلوم دیوبند اعزام شدند که یکی از این 30 نفرعلامه محمّدشهداد بود.

در دانشگاه دیوبند

 علامه محمّد شهداد در سال 1361 در دانشگاه دارالعلوم دیوبند هندثبت‌نام کرد و در رشته‌های علم فقه، منطق، کلام، ادبیات عرب و دیگر علوم اسلامی بهتحصیل ادامه داد و از محضر اساتید برجسته و نامدار آن دیار از جمله شیخ‌الاسلامعلامه حسین‌احمد مدنی، شیخ‌الادب مولانا اعزازعلی، شیخ‌المعقول و المنقول مولاناابراهیم بلیاوی و مولانا عبدالسّمیع رحمه الله و دیگر بزرگان و پیشگامان نهضتاسلامی هند استفاده نمود و از آنان درس آزادی، شجاعت و شهامت را در کنار علوممتداول زمان فرا گرفت و سرانجام در سال 1367 هـ .ق برابر با 1325 هـ . ش سال آزادیهندوستان از چنگال استعمار انگلیس و تقسیم آن به هند و پاکستان، پس از پایانتحصیلات عالی به ایران بازگشت و در دهستان سورانِ سراوان، فعالیت خود را در زمینه‌هایمختلف علمی و فرهنگی از جمله تدریس، تبلیغ و حل و فصل خصومت‌ها و مبارزه با مفاسداجتماعی و پاسخ‌گویی به نیازهای معنوی مردم این دیار و گسترش امور فرهنگی و مذهبی،آغاز نمود. با تلاشهای شبانه‌روزی ایشان شهرت علمی و سخنوری ایشان سراسر منطقه رافرا گرفت و مردم از نقاط دور و نزدیک برای استفاده از این مشعل فروزان علم و عرفانگرد می‌آمدند.

نخستین سفر حج

 علامه در سال 1369 هـ در ماه شوال از راه آبادان و کویت بهمنظور ادای فریضة حج عازم حرمین شد و به توفیق خداوند به زیارت خانه خدا و حرمرسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم مشرف شد و مناسک حج را انجام داد.

 فعالیت در حوزه علمیه مجمع‌العلوم سرجو

 در سال 1375 هـ . ق علمای منطقه بنا به دعوت عده‌ای از مردم مؤمن ومتعهد سراوان در منطقة سرجوی سراوان نسبت به تأسیس مدرسه دینی مجمع‌العلوم بحث وتبادل نظر کردند. ‌در آن جلسه که اکثر علمای بلوچستان به خصوص علماء و رهبران بزرگفکری و دینی بلوچستان از جمله حضرت مولانا عبدالعزیز ملازاده رحمه‌الله، مولاناسیدعبدالواحد سیدزاده رحمه‌الله و مولانا قمرالدین ملازهی رحمه‌الله شرکت داشتند،مقرر گردید که مدرسه در محلة «سرجو» تأسیس شود و حضرت علامه  اداره مدرسه رابه عهده گیرند اما ایشان بنابر عللی درسال نخست موفق به اداره آن نشدند که به همینخاطر در سال اوّل، مولانا عبدالواحد سیّدزاده مسئولیت ادارة آن را پذیرفتند. پس ازگذشت یک‌سال علامه رحمه‌الله از « سوران » به « سرجو» منتقل شدند و اداره این مرکزعلمی را به مدت 25 سال ( تا سال 1360 هـ .ش) بر عهده داشتند.

در سال 1360 بنابر پیشنهاد بعضی از دوستان به زاهدان مهاجرت نمودهو با پذیرفتن عهدة قضا در دادسرای انقلاب اسلامی، به عنوان حاکم شرع به خدمت مشغولشدند. ایشان در این مدت نیز از نشر معارف‌اسلامی غافل نماندند و در مدرسه علومدینی حمادیه جام‌جم زاهدان به تدریس پرداختند.

 جایگاهعلمـــــــــــــی

 حقا که فقیه عالیقدر علامه سراوانی رحمه‌الله در علم فقه دارایبصیرت و تبحر فوق‌العاده‌ای بودند و در این باب زبانزد خاص و عام بود. هرگاه مسئله‌ایاز ایشان استفتاء می‌شد فوراً بدون مراجعه به کتاب، مسئله را با ذکر منبع پاسخ می‌دادند.به همین دلیل ایشان به لقب «فقیه بلوچستان» معروف بودند.

همچنین در علم منطق و فلسفه مهارت کافی داشت و گفتارش مستند و برپایه‌های منطقی استوار بود. در هر موضوعی که بحث می کرد، ابتدا آن را به دو بخشصغری‍ و کبری تقسیم می‌نمود و سپس نتیجة منطقی آن را استنباط می‌کرد و به حق بایداین گونه می‌بود، زیرا ایشان از شاگردان خصوصی شیخ‌المعقول و المنقول، مولاناابراهیم بلیاوی رحمه‌الله بودند.

 خصـــــــــــــــوصیات اخلاقی

 علامه محمّد شهداد رحمه‌الله با آنکه از نظر علم و دانش مدارجبالایی داشتند و از نفوذ و ابّهت خاصی برخوردار بودند، ولی بسیار انسان متواضع و فروتنیبودند و مجلس ایشان همیشه کانون صفا و صمیمیت بود. امّا در عین حال بسیار قاطع ورک ‌گو بودند و همواره از حق و حقیقت دفاع می‌کردند.

 آثار علمی

 از ایشان آثار گرانبهایی به جای مانده است که می‌توان کتابهای ذیلرا نام برد:

تألیفات:

1ـ زبدةالعقاید

2ـ سرور شهیدان

3ـ قول معقول در حکم آمپول

4ـ نماز مصور

5ـ فضیلت جمعه

6ـ بیت‌المقدس و فتوحات اسلامی

7ـ جامع‌المسائل ( در دو جلد)

8ـ داستان وفات خاتم الانبیاءصلی‌الله‌علیه‌وسلم

9ـ اثبات وجود خداوند عزوجل

10ـ رفع الالتباک عن حکم التنباک

11ـ فضایل و مسائل رمضان

ترجمه‌ها:

1ـ تفهیمات حضرت علی رضی‌الله‌عنه

2ـ عقد ام‌کلثوم

3ـ تیسیرالمنطق

4ـ نماز کامل

5ـ علوم القرآن

به سوی دیار جاودان  

 علامه محمّد شهدادمسکانزهی در فروردین سال 1366 هـ . ش جهت شرکت دراجتماع سه روزة نهضت دعوت و تبلیغ عازم پنجگور پاکستان شد و در آن همایش باشکوهشرکت نمود، ولی قبل از پایان اجتماع شب هنگام پیک اجل به سراغش آمد و او را ازمیان آن جمعیت انبوه برای دیدار یار برگزید؛ گویا حکمت و خواست الهی بود که ایشانبار دیگر به ایران مراجعت نکند، لذا در همان جا به خاک سپرده شدند.

روحشان شاد و تا بقای تاریخ یادشان زنده و گرامی بادا؛ چنانکه گفته‌اند:

سعدیا مرد نکونام نمیردهرگز      

                    مرده آن است که نامش به نکویی نبرند

           باسباس فراوانعبدالستار ملك ریسیی

درباره : زندگی نامه بزرگان بلوچستان ,
امتياز : نتيجه : 3 امتياز توسط 3 نفر مجموع امتياز : 3

برچسب ها : مختصری از زندگی نامه ی علامه محمد شهداد مسکانزهی ,
بازديد : 502
[ شنبه 5 شهريور 1390 ] [ 11:0 ] [ عبدالستار ملک ریسیی ]
آخرين مطالب ارسالي
پیام مدیر وب سایت ..پست ثابت تاريخ : یکشنبه 11 دی 1390
کارت پستال تاريخ : چهارشنبه 01 اردیبهشت 1395
چقدر خنده داره تاريخ : سه شنبه 31 فروردین 1395
بانک زمان تاريخ : سه شنبه 31 فروردین 1395
کارت پستال نوروز تاريخ : یکشنبه 01 فروردین 1395
تبريك سال نو تاريخ : یکشنبه 01 فروردین 1395
کارت پستال تاريخ : دوشنبه 06 مهر 1394
پوستر تاريخ : یکشنبه 29 شهریور 1394
تاریخچه حلقه نامزدی و ازدواج تاريخ : یکشنبه 29 شهریور 1394
کارت پستال تاريخ : جمعه 20 شهریور 1394
تندیس 95 ساله تاريخ : جمعه 20 شهریور 1394
درشت ترین قطره آب دنیا تاريخ : جمعه 20 شهریور 1394
سفارش محبت آمیز تاريخ : جمعه 20 شهریور 1394
عید سعید فطر تاريخ : شنبه 27 تیر 1394
کارت پستال تاريخ : شنبه 13 تیر 1394
شعر " حج " تاريخ : شنبه 13 تیر 1394
مطلب زیبا تاريخ : شنبه 13 تیر 1394
کارت پستال تاريخ : جمعه 05 تیر 1394
کفاش و تاجر ... تاريخ : جمعه 05 تیر 1394
پوستر رمضانی تاريخ : پنجشنبه 04 تیر 1394
پوستر مسجد تاريخ : پنجشنبه 28 خرداد 1394
مسجد شیخ فاطمه تاريخ : پنجشنبه 28 خرداد 1394
کارت پستال تاريخ : یکشنبه 03 خرداد 1394
دعایی که مستجاب شد! تاريخ : یکشنبه 03 خرداد 1394
فردا می آید شاید نباشیم ... تاريخ : شنبه 02 خرداد 1394
کارت پستال 2015 تاريخ : یکشنبه 23 فروردین 1394
کارت پستال شعر بلوچی تاريخ : یکشنبه 23 فروردین 1394
كارت پستال ملكرئیسی تاريخ : شنبه 01 فروردین 1394
پست عید نوروز تاريخ : شنبه 01 فروردین 1394
لوگوی بلوچستان تاريخ : جمعه 15 اسفند 1393
.: Weblog Themes By roztemp :.

درباره وبلاگ

با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ،به سايت سرباز ایتک بلوچستان خوش آمديد . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وب سایت ياري رسانيد . براي سريع تر رسيدن به مطلب مورد نظر از آرشيو موضوعي استفاده كنيد همچنين . براي تبادل لينك هم ما را سرباز ایتک بلوچستان لینک کنید و خبرم کنی تا وب شما را لینک کنم و هر هفته با بهترین مطالب و عکس بروز میشه ادرس سایت http://sarbazitk.10r.ir/درضمن بحثهای سیاسی و مذهبی جدا خوداری کنید وب سایت زیر نظر جمهوری اسلامی می باشد با سپاس فراوان عبدالستار ملک ریسیی...
مطالب تصادفي
جست و جو

تبلیغات شما
کارت پستال درخواستی طراحان - سفارش از شما ، طراحی با ما
دانلود آهنگ بلوچی